
صادق زيباكلام، بزرگترين مشكل جنبش اصلاحطلبي و اصلاحات را فقدان رهبري براي اين جنبش دانست و گفت:« آنچه به عنوان اصلاحات و اصلاحطلبي مطرح شد، تنها اميال و خواستههاي برآورده نشده عدهاي بود.»
به گزارش خبرنگار سياسي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، اين استاد دانشگاه طي سخناني در نهمين جلسه از سلسله نشستهاي آسيبشناسي اصلاحات به دعوت شاخه جوانان حزب اعتماد ملي، تصريح كرد: « در مقالهاي در سال 78 به قطع جريان دوم خرداد در آينده تاكيد داشتم؛ چرا كه در تاريخ معاصر ايران نمونههاي اينچنيني همچون سال 1330 كه ميرزا حسين خان سپهسالار مباحثي چون آزادي مطبوعات و قانون را مطرح كرده بود و بعد از دو سال كنار گذاشته شد، وجود دارد.»
وي، بارزترين نكته درخصوص اصلاحات را «گم كردن خود» عنوان كرد و توضيح داد:« در پاييز سال 75 بعد از انتخابات مجلس پنجم، بحث انتخابات رياست جمهوري مطرح شد. در آن زمان جناح چپ با مراجعه به ميرحسين موسوي و بعد از آن موسوي خوئينيها و در آخر سيد علياكبر محتشميپور با پاسخهاي منفي آنها در زمينهي نامزدي انتخابات رياست جمهوري مواجه شد. سپس اين بحث را با آقاي خاتمي مطرح كردند و ايشان نيز بعد از مخالفت اوليهشان موافقت خود را براي نامزدي رياست جمهوري اعلام كرد.»
اين استاد دانشگاه، در توضيح دليل اصرار براي بودن يك نامزد رياست جمهوري از سوي اين جناح گفت: « در آن زمان جناح راست با وجود نامزدي ناطق نوري كه حدود 13 ميليون راي ميآورد و نامزد جناح چپ نيز حداكثر 5 ميليون راي ميآورد و اطمينان داشت كه در انتخابات پيروز ميشود، جناح چپ با اعلام نامزد خود، قصد بيان حرفهايش را با توجه به فضاي انتخاباتي بعد از رحلت امام (ره) و دوران رياست جمهوري هاشمي رفسنجاني داشت و از طرفي ديگر نيز با توجه به تخمين راي 5 ميليونياش قصد داشت به نوعي اپوزيسيون را در سايه ايجاد كند.»
زيباكلام ادامه داد:« هاشمي رفسنجاني هم خاتمي را براي شركت در انتخابات با تمام نيرو ترغيب كرد و كارگزاران نيز با حمايت جدي از او در روي كار آمدن خاتمي نقش داشتند.»
وي، با بيان اينكه بعد از تعطيلات نوروز 76 براي اولين بار جناح چپ با توجه به خبرهاي رسيده از دانشجويان، قضيه انتخاباتي خود را جدي دانست، تصريح كرد:« از اواسط ارديبهشت 76 جناح چپ متوجه موج پيشرو در رقابت انتخابات به سود خودشان شدند كه سرانجام بعد از برگزاري انتخابات، خاتمي رييسجمهور شد.»
اين استاد دانشگاه با عنوان اينكه مشكل جنبش اصلاحات بعد از راي آوردن نامزد جناح چپ شروع شد، گفت:« به دليل آنكه اين جناح خود را باور كرد و تمام افراد فعاليتشان را براي پيروزي نامزد انتخابات، موثر دانستند، در جهت تفكر براي برنامهي مشخص و مدوني تلاش نكردند.»
زيباكلام با بيان اينكه كليگويي تا تير 84 نيز همچنان ادامه داشت، عنوان كرد:« چند ماه اوليه پيروزي جناح چپ، بهترين فرصت براي نشان دادن برنامههايشان بود كه آن را از دست دادند.»
وي اشتباهات بارز اصلاحطلبان را بيبرنامگي و نداشتن انسجام و رهبري عنوان و تصريح كرد:« يكي ديگر از اشتباهات آنها عدم جلب نظر علما و فقها و از دست دادن هاشمي رفسنجاني بود.»
اين استاد دانشگاه با بيان اينكه اصلاحطلبان به 20 ميليون مردمي كه در دوم خرداد به آنها راي دادهاند مبني بر آنكه بايد بگويند چه كردند و چه شد مديوناند، اظهار داشت:« آنها بارها به نقد از خود و جبهه واحد تاكيد داشتند اما هيچگاه صادقانه حرف خود را نزدند.»
زيباكلام همچنين تفكراتي را كه بخواهد ما را ترغيب به تعديل قانون اساسي كند، منجر به عقبگرد خواند.