پس از آقای کر باسچی که معاون اجرائی شماره یک با حفظ سمت شد، نوبت به آقای طاهائی استاندار گیلان رسید و خوشبختانه کار به خوبی انجام و معاون اجرائی شماره دو خیلی سریع سر کار رفت . آقای طاهائی استاندار دلسوز وخوبی بود او فقط یک اشکال اساسی داشت و آن اینکه زیاد سخنرانی می کرد و چون چند بار به او تذکر داده بودیم و گوش نداده بود مستحق یک گوشمالی بود .
پس از انتصاب آقای میرزاده به سمت معاون رئیس جمهور و رئیس سازمان برنامه و بودجه و خالی شدن پست معاون اجرائی ، گفتگوي مفصلي یعنی سه دقیقه و یا کمتر با او داشتم و مطلب را توضیح دادم و او البته برای خدمت بیشتر ، بدون درنگ قبول كرد و گفت که آماده خدمت در هر سمتي است كه به او محول شود فقط سوال کرد استاندار گیلان کی می شود؟ گفتم خودت معاون رئیس جمهور هستی هر کس را خواستی می گذاریم . گفت دکتر نوبخت (نماینده رشت ) خوبه؟ . گفتم خوبه . گفت باید به او تکلیف شود . گفتم ما در سیستم آقای هاشمی اهل این بازی ها نیستیم و تکلیف مکلیف نداریم، اگر پذیرفت می گذاریم و اگر نه فرد دیگری را پیشنهاد کن .
بنده خدا براي تحويل و تحول فوري عازم گیلان شد و یک راست رفت سراغ مرحوم احسان یخش ، امام جمعه بزرگوار رشت . آقای احسان بخش هم حسابی او را تحویل گرفته و به او جملاتی گفته بود بسیار نغز . از آن جمله اینکه : من از روز اولی که شما را دیدم ، مطمئن بودم به مدارج بالا می رسی . بعد از تبادل نظر در مورد استاندار آينده گيلان و در زمان خدا حافظي آقای احسان بخش به لهجه شیرین رشتی به طاهائی گفته بود : "ببین برار جان ، من روزی را می بینم که شما رئیس جمهور هم می شوی " طاهائی عزیز ما پای رادیو منتظر خواندن حکم خود بود که حکم به نام فرد دیگری خوانده شد .
امروز البته من و طاهائی همکار و هر دو مدیر خیابانی هستيم .
شنبه بیست و هفتم آبان ماه هشتاد و پنج