|
توسعه ، توزيع ثروت و عدالت اجتماعي (۴)
در ادامه بحث قبل و در یادآوری چند تجربه از بی حاصل بودن مصادره اموال برای تعدیل ثروت در جامعه ، در این یادداشت دو نمونه دیگر را بیان و به این بحث خاتمه میدهم . مورد اوّل برخورد اشتباه دادگاه انقلاب با سرمایه گذارشهرک اکباتان در غرب تهران است . شهرک اکباتان از بزرگترین مجموعه های مسکونی تهران ودارای پانزده هزار آپارتمان است . بعد از گذشت بیش از سی و دو سال از شروع احداث این مجموعه ،هنوز در تهران مجموعه ای به این حجم احداث نشده و اگر کسی با ساخت مجموعه های بزرگ مسکونی در دبی هم آشنائی داشته باشد ، می داند که در دبی هم طرحی با این حجم طراحی و ساخته نشده است . قاضی صادرکننده حکم مصادره شهرک اکباتان، با این استدلال که سرمایه گذار با استفاده از روش پیش فروش منابع مورد نیاز را فراهم کرده است حکم به مصادره این شرکت داده است . نه خریداری شاکی بوده و نه سازنده از منابع دولت و یا حتی بانک ها وام گرفته بوده است . شرایط بازار مسکن در دهه پنجاه این شرایط را فراهم کرده بوده که کسی بتواند با پیش فروش مسکن ، با قیمت هایی مناسب و با پول افراد برای آنان واحد مسکونی بسازد و البته از ارزش افزوده آن هم استفاده کند . این روش کم هزینه ترین روش برای تامین منابع است که هم اکنون نیز در تهران رایج است . نتیجه این برخورد و برخوردهای مشابه اینکه با تعطیلی انبوه سازی کشور سال ها در تولید انبوه مسکن ، و استفاده از تکنو لوژی های نوین ساختمانی بی بهره ماند . امروز تنها راه کاهش قیمت مسکن ، استفاده از تکنولوژی های نو و تولید انبوه مسکن و نیز تشویق افراد به پیش خرید واحد های در دست ساخت است . در کرمان یک کارگاه صنعتی موفقی بنام قالب میزان توسط مرحوم حسین خان ابراهیمی ایجاد شده بود . این قالب سازی قادر بود حتی قالب ظریفترین قطعات ساعت های مچی را تولید کند . در زمانی که دادگاه انقلاب کرمان ، اموال خانواده ابراهیمی را مصادره کرد ، من به عنوان استاندار با آقاین فلاح دادستان وقت و مرحوم محمدی قاضی پرونده بارها صحبت کرده و گفتم که این کارخانه فقط متکی به ذوق و استعداد شخصی حسین خان است و مصادره ، آنرا نابود می کند ، حتی خواهش کردم که این واحد را قسطی به خود او بفروشند ، ولی مصادره انجام واین واحد به کمیته امداد تحویل شد . اکنون آن واحد صنعتی به انبار تبدیل و ظاهرا" ماشین آلات آن به فروش رفته اند . در پایان تاکید می کنم که بخش مهمی از این اتفاقات ، جزو طبیعت هر انقلابیست و ما هم که زمانی که جوانتر بودیم ، همین روش ها را می پسندیدیم و شاید درپاره ای از اوقات ، معترض علما وقضات بودیم که چرا انقلابی تر عمل نمی کنند . مقصود از بیان این تجارب تخطئه این یا آن نیست ، کشور هزینه سنگینی بابت این تجربیات پرداخته ، تا من و امثال من که تند و تبز و انقلابی بودیم و فکر می کردیم با مصادره اموال این و آن می توانیم اوضاع را به نفع طبقات ضعیف تغییر دهیم ، امروز بدون آنکه ذره ای در اراده خود برای کاهش فقر ، سستی احسای کنیم به تجربه دریافته ایم که مسیر خلع ید از این و آن مسیری نیست که راهگشا باشد .
شنبه دوم دی ماه هشتاد و پنج
Date: 85/10/02
نظرات شما
|