|
زلزله رودبار و حادثه غير مترقبه؟!!!
پس از زلزله خسارت بار رودبار گیلان ، من هم توفیق داشتم تا به کمک استاندار گیلان برادر عزیزم تابش بروم . ماموریت ساماندهی کمک رسانی به من سپرده شد . اولین مشکلی که باید آن را حل می کردیم تمر کز انبارهای کمک های مردمی و ارسال منظم کمک ها به مناطق زلزله زده بود . زیرا بر اساس حرکت های خود جوش هر نهادی در رشت یک انبار ایجاد کرده بود . در پاره ای موارد همکاران من با مقاومت روبرو می شدند از جمله فرماندار رشت مقاومت کرده بود که به بچه ها گفتم قفل ها را بشکنند و کالا ها را حمل کنند . در روز نهم زلزله به من گزارش دادند که مسئول هلال احمر گیلان موجودی انبار خود را تحویل نمی دهد . او را نزد من آوردند از او توضیح خواستم ، گفتگوی شیرینی با هم داشتیم که البته او با لهجه شیرین رشتی پاسخ می داد ، بدین شرح : چرا موجودی انبار را تحویل نمی دهی ؟ جنابعالی می فرمائید تحویل بدهم ؟ گفتم: بله . گفت:چشم قربان . بعد سوال کرد همه کالا ها را تحویل بدهم ؟ گفتم: بله . گفت :قربان ما چند دسته کالا داریم همه را تحویل بدهم ؟ گفتم :یعنی چی ، چند دسته کالا داریم ؟ گفت: قربان یک دسته هدایای مردمی و یک دسته کالاهای سازمانی هلال احمر . گفتم: کالاهای سازمانی هلال احمر چیه ؟ گفت:چادر ، پتو ، ظروف و.. مخصوص حوادث غیر مترقبه . گفتم :مگر تا امروز این کالاها را از رشت به منطقه نفرستاده ای ؟ ما همه موجودی انبارهای کشور را تخلیه کرده ایم و تو هنوز موجودی انبار های رشت را نفرستاده ای ؟ گفت : قربان کسی نخواست . به او تندی کردم و گفتم : فوری اقدام کن . چند قدم رفت ودر حالی که از نهیب من ترسیده بود برگشت و با عذر خواهی گفت: قربان چشم دستور شما را انجام می دهم فقط یک سوال دارم اگر ما این کالاها را فرستادیم و حادثه غیر مترقبه ای اتفاق افتاد چه کنیم ؟
دوشنبه یازدهم دی ماه هشتاد و پنج
Date: 85/10/11
نظرات شما
|