|
انتقاد از دولت يا نهادهاي نظارتي ؟
چند روز قبل خبرنگاری از من پرسید آیا این خبر درست است که اصلاح طلبان قصد دارند با تم انتقادی نسبت به دولت وارد عرصه انتخابات شوند ؟ در پاسخ او گفتم : آیا بنظر شما این دولت نیازی به انتقاد دارد؟ هر چند در ابتدا این پاسخ به طنز شباهت داشت لیکن این سخن ، بیان یک واقعیت تلخ است . این واقعیت تلخ چند بعد دارد : ۱- انتقاد زمانی مفهوم پیدا می کند که احتمال اثر گذاری آن وجود داشته باشد حال آنکه برای همگان ایستادگی دولت بر مواضع غیر کارشناسی و نپذیرفتن توصیه های مشفقانه اهل فن روشن و آشکار است . ۲- انتقاد اصلاح طلبان صرفا" در مطبوعاتی با پوشش کم انعکاس پیدا می کند و حال آنکه رئیس محترم دولت ، این انتقادهای محدود را به ابزار مظلوم نمائی تبدیل و ازتلویزیون با پوشش وسیع برای پاسخ دهی استفاده می کند، در شرایطی که دسترسی منتقدان دولت به این رسانه فراگیر بسیار محدود است . ۳- دولتی که خود را در پیله سیاست های غلط گرفتار کرده و هر روز متن جامعه بیشتر از روز قبل ، هزینه ندانم کاری های آن را پرداخت می کنند واقعا" چه نیازی به انتقاد دارد . بنظر من اگر انتقادی وارد باشد بر نهادهای نظارتی و مهم تر ازهمه بر مجلس و بازرسی کل کشور وارد است . آیا این نهادهای نظارتی از اوضاع کشور بی اطلاع هستند و یا با اطلاع از روند مدیریت کشور، از انجام مسئولیت های قانونی خود سرباز می زنند ؟ هر کدام از این این دو دلیل برای قصور ویا حتی تقصیر این نهادها کفایت می کند . آیا نهادهای عالی نظارت از اوضاع و احوال وزارت نفت در این دو سال بی اطلاع بوده اند ؟ آیا خبر نداشته اند که فعالیت های تمدن ساز کشور در عسلوئیه در چه وضعیتی قرار دارند ؟ واقعیت این است که فعالیت های اقتصادی در این منطقه پر تحرک ، طی دوسال اخیر به شدت کاهش یافته است . نگاهی به آمار تعداد پرواز های روزانه به عسلوئیه بیان مناسبی از رکود در این منطقه است . به گواهی کارشناسان مطلع ، اشتغال نیروها ایرانی در این منطقه به کمتر از یک سوم کاهش یافته است . عملیات اجرائی هیچ یک از مراحل جدید توسعه میادین گازی پارس جنوبی آغاز نشده و تکمیل مراحل قبلی هم کند شده است . این ضعف ها آنقدر جدی بوده که آقای رئیس جمهور به ناچار وزیر مربوطه را کنار گذاشته است . سوال اینجاست چرا نهادهای نظارتی این مقدار غافل و ساکت بوده اند ؟ یا در مورد وزارت صنایع و معادن ، آیا نمایندگان ملّت از عدم تحقق اهداف برنامه ، برای افزایش تولید ناخالص داخلی این بخش بی اطلاع هستند ؟ آیا از ضعف های مدیران جدید در حمایت از تولیدات صنعتی و معدنی کشور بی اطلاعند؟ متاسفانه روحیه نشاط و سرمایه گذاری و تحرک در این بخش کاهش چشمگیری یافته و انرژی ها صرف امور بی حاصل می گردد . به موضوع گوشی تلفن همراه توجه کنید ، چه حرف های غیر کارشناسی از سوی دولت در این مورد صادر شد . تعرفه نا بهنگام شصت درصدی برای واردات گوشی همراه ، در شرایطی که تولید کننده عمده داخلی وجود نداشت و شعارهای پر هزینه در مورد تولید میلیونی گوشی همراه ظرف چند ماه ، بالا بردن قیمت و ریختن پول مصرف کننده به جیب دلال هایی که احتمالا" از این تصمیم اطلاع داشته اند ، ایجاد سردرگمی برای مردم و در نهایت آزاد سازی استفاده از گوشی های قاچاق در کشور و فراموشی همه آن حرف های زیبا و البته پرهزینه. جالب است در کشوری که صنعت قند آن هفتاد سال قدمت داشته و کشاورزان زیادی برای کارخانجات قند ، ماده اولیه تولید می کنند ، دولت با کاهش بیش از حد تعرفه واردات شکر ، واردات شکر را تشویق بطوری که در یک سال به اندازه نیاز بیش از دوسال شکر وارد شده و اکنون کارخانجات شکر و به دنبال آنها کشاورزان دچار بحران هستند ، به یکباره تولید گوشی همراه که ایران هیچ سابقه و مزیتی برای تولید آن ندارد اولویت دولت و وزارت صنایع می شود و تعرفه شصت درصدی برای آن وضع می گردد . آیا نهادهای نظارتی از این ضعف ها بی اطلاع و صرفا" منتظر بوده اند تا آشپز به هم شوری این آش اعتراف کند . البته اگر آنچه در خبر ها و تحلیل ها منعکس شده واقعی باشد که تحمل همین دو وزیر هم برای آقای رئیس جمهور سخت بوده است ، معنی و مفهوم این تغییرات این است که از نظر آقای آشپز باشی هنوز این آش بی نمک بوده است . بهر حال انتقاد جدی متوجه نهاد های نظارتی است و انتظار می رود که حد اقل در دادن رای اعتماد به وزرای جدید دقت بیشتر مبذول گردد تا شاید بخشی از اهمال های گذشته جبران گردد.
پنج شنبه بیست و پنجم مرداد هشتاد و شش
Date: 86/05/25
نظرات شما
|