|
فرصت هايي كه از دست رفت
آرزوی صنعتی شدن، از آرزوهای بزرگ و دیرینه همه كشورهای فقیر و در حال توسعه است. صنعتی شدن برای كشور بزرگی چون ایران دارای اهمیت مضاعف است. اول آنكه برای ایرانیان مانند سایر ملتها دستیابی به توسعه پایدار، تولید ناخالص داخلی مناسب و فرار از فقر و بیعدالتی دارای اهمیت بوده و دوم آنكه برای ما بازسازی شكوه گذشته ایران یك ضرورت ملی است. دست یابی به رشد اقتصادی مناسب وساخت زیر بنا های كشور که اولین قدم برای صنعتی شدن است ، همواره با تنگناهای واقعی مواجه بوده است از جمله این موانع تجهیز منابع و سرمایه است . اقتصاددان در كتابهای ابتدایی اقتصاد ، چرخهای را توصیف میكنند به نام چرخه فقر. بدین معنی كه كشورها و جوامع فقیر قدرت پسانداز كردن ندارند، كمبود پسانداز كاهش سرمایهگذاری را به دنبال داشته و این امر خود موجب تشدید فقر میشود . فقر= نبود پس انداز = کاهش سرمایه گذاری= فقر ودوباره .... اگر به تاریخ تحولخواهی در ایران نگاه كنیم درمییابیم كه ریشه اصلی مباحث مربوط به اعطای امتیازات مختلف به خارجیان در ۱۵۰ سال گذشته ، عجله بمنظور دستیابی به منابع برای نوسازی ایران بوده است. ملی شدن صنعت نفت، كشف منابع جدید نفتی و افزایش قیمت این کالای استراتژیک ، به ایران این امكان را داد كه به منابع نسبتا مطمئنی برای توسعه خود دست یابد. دستیابی كشور به منابع سرشار و بیسابقه نفت در دهه ۵۰ یک فرصت تاریخی برای جهش صنعتی بود به دلایل گوناگون از جمله كمبود نیروی انسانی ، ضعف مدیریت، فساد حاكم بر كشور و بلندپروازیهای پهلوی دوم ، از دست رفت. در تمام سالهای پس از پیروزی انقلاب اسلامی به دلیل افزایش جمعیت از یكسو و كاهش تولید نفت از سوی دیگر درآمدهای نفتی تنها تکافوی اداره امور جاری كشور را می نمود ، حتی در سالهای سخت دفاع مقدس درآمدهای نفتی ، پاسخگوی هزینههای جاری هم نبود و مسوولان مجبور بودند تا به خریدهای نسیه (یوزانس) دست زنند. کمبود منابع سرمایه ای باعث شد كه كشور برای بازسازی خود در دوران سازندگی به استفاده از منابع خارجی به صورت تامین مالی پروژههای (فاینانس) دست بزند.در برنامه اول توسعه كه طی آن نرخ رشد اقتصادی كشور سالانه ۷/۲ درصد بود دولت جمعا" بیست میلیارد دلار از منابع خارجی استفاده نمود.استفاده از منابع خارجی طی سالهای برنامه دوم و سوم به همان روال برنامه اول ادامه یافت. در دوران برنامه سوم (دوران ریاستجمهوری آقای خاتمی) با افزایش قیمت های نفت ، برای اولین بار کشور برای سرمایه گذاری های مهم خود به منابع نقد دسترسی پیدا نمود . با افزایش مستمر قیمت نفت كارشناسان و مدیران هوشمند دولت آقای خاتمی و نمایندگان دلسوز مجلس ششم با استفاده از تجربیات دهه پنجاه هجری شمسی و نیز تجربه پارهای از كشورهای منطقه برای جلوگیری از هدر رفتن این منابع جدید اقدام به تشكیل حساب ذخیره ارزی كردند. حساب ذخیره ارزی سه هدف مهم را دنبال میكرد: ۱- از دستاندازی دولت به درآمدهای جدید و فوق العاده نفت جلوگیری میكرد این هدف یک هدف مهمتری راتعقیب میكرد و آن جلوگیری از افزایش تورم بود. ۲-ایجاد ذخایر مطمئن برای سالهایی كه قیمت نفت كاهش مییافت. ۳- اعطای تسهیلات ارزی برای توسعه صنعتی ایران به بخش های غیر دولتی . این تصمیم بهترین تصمیمی بوده كه برای جلوگیری از هدر رفتن درآمدهای استثنائی نفتی میتوانستیم اتخاد كنیم. کاهش تدریجی نرخ تورم در سال های پایانی دولت خاتمی و نیز افزایش سرمایه گذاری های صنعتی بخش خصوصی مرهون این تصمیم مهم بود . برای مثال تنها با استفاده از یك میلیارد دلار از منابع حساب ذخیره ارزی ۳۵ كارخانه جدید سیمان در كشور اجرا شد تا ظرفیت تولید سیمان كشور را از ۳۵ میلیون تن به ۷۰ میلیون تن افزایش یابد. این سیاست راهبردی و مهم تا استقرار مجلس هفتم و دولت نهم ادامه داشت . ادامه روند افزایش قیمتهای نفت در دوران جدید و رسیدن درآمدهای نفتی به بیش از۷۵ میلیارد دلار در سال یك فرصت تاریخی غیر قابل تکرار بود كه در صورت استفاده صحیح میتوانست یك خیزش صنعتی بزرگ را در پی داشته باشد. مهمترین امری كه در این دوره باید مورد توجه قرار میگرفت انضباط مالی دولت بود.انضباط مالی دولت نهم میتوانست چند دستآورد مهم برای كشور داشته باشد. ۱- کاهش اتكاء بودجه عمومی به نفت ۲- کاهش نرخ تورم مطابق برنامه چهارم به هشت درصد ۳- کوچک شدن حجم و اندازه دولت ۴--افزایش موجودی حساب ذخیره ارزی به یكصد میلیارددلار تا پایان ریاست جمهوری آقای احمدی نژادکه با استفاده از این منابع وتركیب این منابع با منابع خارجی امکان تامین مالی پروژه های صنعتی و زیر بنائی در حد ۵۰۰ میلیارد دلار و جهش صنعتی ایران فراهم میشد. متاسفانه این همه دستاوردهای مثبت فقط و فقط با یك سیاست غلط ، بر باد رفت ، با اتخاذ سیاست های مالی انبساطی و افزایش بودجه دولت با استفاده از منابع حساب ذخیره ارزی : ۱- اتكاء بودجه عمومی بهطور غیرقابل برگشتی به درآمدهای نفتی افزایش یافت. ۲- تورم ۱۲ درصدی كه قرار بود به هشت درصد كاهش یابد به بیش از بیست درصد افزایش یافت. ۳- منابع دستنیافتنی این دوران به جای سرمایهگذاری در صنعت، برای واردات كالاهای مصرفی با هدف مهار تورم صرف شد. ۴- هیچ سرمایهگذاری جدید و قابل توجهی در كشور آغاز نشد در حالی كه كشورهای نفتی با استفاده از منابع جدید در حد وسیع برای افزایش تولید نفت در حال سرمایه گذاری هستند و تنها ایران است كه در این زمینه گام قابل توجهی برنداشته است . بیم آن میرود كه در اثر افزایش تولید نفت در سالهای آتی ، قیمت نفت كاهش یابد، در آن زمان كشورهایی كه تولید نفت خود را افزایش دادهاند از طریق مازاد تولید سطح در آمد خود را حفظ خواهند کرد حال آنکه ایران ، هم سهم خود از بازار را از دست میدهد و هم با كاهش ناگهانی درآمد مواجه خواهد شد. در یك كلام باید تاسف خورد كه افزایش قیمتهای نفت یك فرصت تاریخی استثنایی بود كه با ندانمكاریها بر باد رفت.
چهار شنبه بیست و نهم اسفند روز ملی شدن نفت
Date: 86/12/29
نظرات شما
|