|
سياست و اخلاق
در دوران مبارزه، بین نیروهای مبارز مسلمان و نیروهای چپ (كمونیستها) اختلافنظری وجود داشت و آن استفاده یا عدم استفاده از هر ابزاری برای پیشبرد مبارزه بود. نیروهای چپ، عبارتی را تكرار میكردند تحت عنوان «هدف وسیله را توجیه میكند» و به بهانه آن استفاده از هر ابزار موجه و غیرموجه، مشروع یا غیرمشروعی را برای پیشبرد اهداف خود جایز میدانستند. در مقابل نیروهای مسلمان و اصیل، متعهد به رعایت اخلاق و اصول انسانی و دینی بوده و به هیچ عنوان استفاده از هر ابزاری را موجه نمیدانستند. حوادث ماههای اخیر در مورد مدرك تحصیلی آقای كردان و وقایع مترتب به آن نشان داد كه متأسفانه جمعی از نیروهایی كه اتفاقا خود را اصولگرا هم میدانند و تبلیغات آنان در حفظ اصول و ارزشها، گوش فلك را كر كرده است، عملا برای پیشبرد اهداف شخصی و جناحی خود كه به غلط آنها را اهداف عالیه نظام هم میدانند، به همان روشهای غیراخلاقی كمونیستهای سابق روی آوردهاند. اساسا فردی مانند آقای كردان چه نیازی به مدرك دكترای آكسفورد داشت؟ یعنی اگر آقای كردان با كمترین مدرك تحصیلی قصد خدمت به كشور و مردم را داشت، راه را بر او میبستند؟ با فرض كه راه را میبستند، در كشوری كه این همه تحصیلكرده دانشگاهی بیكار دارد، آیا آنان نمیتوانستند جای خالی آقای كردان را پر كنند؟ آیا آقای كردان خود نمیدانستند كه در آكسفورد ثبتنام نكرده و درس نخواندهاند تا مدرك آن را دریافت كنند؟ اگر فرض را بر صحت بگذاریم و بپذیریم كه آقای كردان هیچ تخلفی نداشته و مدرك تحصیلی هم ارتباطی با وزارت ایشان نداشته و ندارد و هیچ عدم صداقتی هم در كار نبوده و نیازی هم به عذرخواهی از ملت نیست، آیا استیضاح یك وزیر حق قانونی و مشروع نمایندگان نیست؟ اگر آقای كردان به كار خود در سمت وزارت كشور ادامه ندهد، نقصی در نظام جمهوری اسلامی بروز میكند؟ آیا ادامه فعالیت آقای كردان در كابینه هدف مقدسی است كه برای دست یافتن به آن باید از هر وسیلهای استفاده كرد؟ اقدام اخیر مدیركل مجلس نهاد ریاست جمهوری در تطمیع نمایندگان به عبارتی و كلاهبرداری سیاسی و گرفتن امضا به روشهای سخیف به عبارت دیگر، حاكی از حاكمیت روحیه غیراخلاقی و غیرمذهبی است. چرا باید سطح مدیریت در نظامی كه برای برپایی آن، خون پاك بزرگانی از دنیای فقاهت و علم و نیز جان عزیز جوانان برومند فراوانی هدیه شده است، به این سطح تنزل كند؟ چرا باید آقای احمدی نژاد اینگونه همكارانی داشته باشد؟ چرا باید ایشان به اصول و اصولگرایی این قدر بیاعتنا و بیتفاوت باشد؟ یا فراتر از آن به اصول و اصولگرایی ضربه بزند؟ به نظر من بر خلاف برداشت آقای شریعتمداری مدیرمسوول جریده كیهان كه ضمن تقبیح جریان اخیر سعی در این داشته و دارد كه دامان آقای احمدینژاد را پاك و منزه جلوه دهد، ریشه این امور ضدارزشی را باید در شخص آقای احمدینژاد جستوجو كرد. هیچكس به آقای احمدینژاد، برای انتخاب آقای كردان یا آقای رحیمی معاونت پارلمانی توصیهای نكرده است. آقای احمدینژاد شخصا و با آگاهی و با اختیارات تام، همكاران خود را برگزیده و متاسفانه بهرغم آنكه شعار مبارزه با فساد را میدهد، هیچگاه حاضر به برخورد با آنان نشده است. اگر مدیرانی توسط آقای احمدینژاد بركنار شدهاند، مدیران نسبتا صالحی بودهاند كه در مقابل فشارهای بیحد و حصر و غیركارشناسی رئیسجمهور مقاومت كردهاند. بهنظر من آقای احمدینژاد باید تكلیف خود را با اصول و اصولگرایی روشن كند. از قدیم گفتهاند میتوان حقیقت را برای دورهای و نزد معدودی از افراد پنهان كرد ولی نمیتوان همگان را برای همیشه فریب داد.
شنبه ١١ آبان ١٣٨٧
Date: 87/08/11
نظرات شما
|