كارگزاران سازندگی ایران از معدود گروههایی است كه به دلیل كاركردهای گذشته خود همواره مورد نقد و بررسی قرار گرفته است اما آینده ایران از منظر كارگزاران موضوعی است كه كمتر مورد توجه قرار گرفته است. قبل از ورود به بحث آینده ایران و از آنجا كه آینده ادامه روند گذشته است و نگاه به آینده بدون تكیه به كاركرد گذشته بیشتر به ادعا شباهت خواهد داشت و در ایران ما از این نظر با مشكلات جدی مواجه هستیم، به عبارتی ما ایرانیها هنوز نیاموختهایم كه ادعاهای افراد را با سابقه آنان محك بزنیم. نمیدانم آیا در سایر كشورها، مردم با چنین مشكلی مواجه هستند یا نه؟ ولی در ایران در سطح وسیعی به افراد و گروههایی برمیخوریم كه بدون داشتن كوچكترین تجربه و سابقهای، ادعاهای بزرگ میكنند و كشور و ملت را سرگرم میكنند یا بهتر بگویم سركار میگذارند!! من به عنوان فردی كه سالها مسوولیت اجرایی داشته و به خوبی با فاصله زیاد بین آرزوها و واقعیتها آشنا هستم و نیز در دو دوره مبارزه انتخاباتی برای ورود به مجلس پنجم و ششم شاهد ادعاهای رنگارنگ رقبا بوده و البته خودم هم شاید لافهایی زده باشم، به خوبی با این بیماری اجتماعی آشنایم كه متأسفانه در موارد زیادی افرادی كه فقط و فقط آرزوهای بزرگ و خیالات بلند دارند، بدون آنكه حتی قصد اقدامی را داشته باشند، افكار عمومی را به استخدام میگیرند و... بگذریم.
كارگزاران سازندگی به عنوان بخشی از مردان یا یاران هاشمی رفسنجانی كه در میانه دولت دوم ایشان و در آستانه انتخابات پنجمین دوره مجلس شورای اسلامی، یك نهضت سیاسی- اجتماعی جدید را پایهگذاری كردند، در یك نگاه كلی گروهی تكنوكرات و مسلمان هستند كه در چارچوب نظام جمهوری اسلامی فعالیت میكنند.
كارگزاران سازندگی نوگرایی در توسعه و عمران شهری، حمایت از صنعتیشدن ایران، اجرای برنامه تعدیل اقتصادی، دفاع از كاهش نرخ مالیاتها برای رونق اقتصادی، حمایت از سرمایهگذاری خارجی، پیگیری سیاست تشنجزدایی و تعامل با جهان، قدرت تعامل با جناحهای سیاسی كشور، حمایت از رقابتیشدن اقتصاد و احترام به رقابتهای سیاسی را در كارنامه خود ثبت كردهاند. آینده از منظر كارگزاران در یك كلام بازسازی شكوه ایران و تبدیل ایران به یكی از قدرتهای برتر جهان است و البته واضح است كه بازسازی شكوه ایران در دوران جدید مترادف با صنعتیشدن ایران است.
ایران باشكوه، واقعیت گذشته تاریخی كشور ماست و اینكه چه شد و از كی و چرا و به كدام دلیل یا با مبتلا شدن به كدامین بیماری مزمن، ایران باشكوه كه در متن تحولات جهانی قرار داشت به حاشیه رفت موضوع قابل مطالعه و دقتی است كه در جای خود باید مورد بحث قرار گیرد، لیكن بازسازی شكوه گذشته ایران یا صنعتیشدن ایران به معنی جامع كلمه و صعود به قلهای كه ایران یكی از ده قدرت بزرگ صنعتی جهان باشد، هدف والای كارگزاران سازندگی ایران است. البته باید اعتراف كنیم كه كارگزاران متناسب با این هدف بزرگ، سازمان خود را استقرار نداده و تشكیلات امروز كارگزاران برای تحقق چنین هدفی بسیار ناكارآمد است. و اما راهكارهای بازگرداندن شكوه به ایران یا به تعبیر قابل فهم امروز، صنعتی شدن ایران كدام است؟ عزیمت ایران به سمت صنعتی شدن لوازمی دارد كه من آنها را به عنوان پیشنیاز میشناسم. اولین پیشنیاز صنعتی شدن ایران، پایان دادن به دغدغههای سیاسی و اجتماعی داخلی است. از آغاز تحولخواهی ایرانیان حدود دویست سال و از پیروزی مشروطیت صد سال و از پیروزی انقلاب شكوهمند اسلامی قریب سی سال میگذرد ولی هنوز دغدغه حكومت قانون، دموكراسی، آزادی، سازگاری دین و آزادی و... دغدغه اصلی ایرانیان است و هنوز هم، همه ایرانیها احساس مثبت و مشتركی نسبت به نظام و كشور خود ندارند.
از منظر كارگزاران، جمهوری اسلامی بر مبنای معماری امام راحل(ره) كه فرمودند جمهوری اسلامی نه یك كلمه كم و نه یك كلمه زیاد، نظام بهینهای است كه میتوانست و میتواند به همه این دغدغهها پایان دهد. هیچ وقت از خود پرسیدهایم كه ما ایرانیها تا كی باید به جای هزینه كردن برای توسعه كشورمان، هزینههای سیاسی- اجتماعی را بپردازیم، آیا صدسال هزینه برای استقرار یك نظام جامع و مانع سیاسی- اجتماعی كافی نیست؟ جمهوری اسلامی یعنی نظامی كه تمام اركان آن با رأی مردم شكل میگیرد، مردم با آزادی رأی میدهند، حكام در مقابل مردم مسوولند، قدرت با رأی مردم جابهجا میشود و در عین حال احكام اسلام در آن مراعات میشود و از نظر كارگزاران اصلاحات سیاسی در ایران یعنی استقرار كامل نظام جمهوری اسلامی بر مبنای معماری امام و پایاندادن به دغدغههای همه ایرانیها، به طوری كه همه بگومگوها تمام شود.
پیشنیاز دوم عزیمت به سمت صنعتی شدن ایران، حل و فصل مسائل سیاسی در عرصه بینالمللی است. لازمه انقلاب، ستیز با قدرتهای حامی شاه و مداخلهگران در امور داخلی ایران بوده و ما میبایست با صلابت از حقوق خود دفاع و بر استقلال ایران پافشاری میكردیم كه كردیم و نیز در دوران دفاع مقدس همه متجاوزان به ایران را پشیمان كنیم كه كردیم و اما در دوران سازندگی و توسعه اقتصادی ما نیازمند سیاستهای راهگشا برای صنعتی شدن هستیم. ما باید با حفظ هویت و استقلال خود با جهان تعاملی سازنده داشته باشیم، ما برای صنعتی شدن نیازمند تكنولوژی، سرمایه و بازارهای جهانی هستیم. چیزی كه امروز ما از آن به استكبارستیزی یاد میكنیم شاید به معنی واقعی كلمه، به ایرانستیزی تبدیل شده باشد.
ما كشوری هستیم كه یك درصد جمعیت جهان، یك درصد مساحت جهان و حدود 2/1 درصد تولید ناخالص جهان را دارا هستیم، ما در شرایط امروز قدرت لازم برای ستیز با این قدرت یا آن قدرت صنعتی را نداریم، ضمن آنكه ما مسوولیتی برای هدایت جهان هم نداریم، ما مسوولیم كه ایران مستقل و آزاد و با فرهنگ ملی و مذهبی خود را به شكوه و عظمت لازم برسانیم و این مهم جز با تعامل با جهان ممكن و میسر نمیباشد. و پیشنیاز سوم برای صنعتی شدن، پیریزی یك اقتصاد آزاد و متكی به رقابت است. فعالیت آزاد بنگاههای اقتصادی، ورودی و خروج آزادانه اشخاص حقیقی و حقوقی به بازارها، كوچك شدن دولت، تبدیل دولت از یك دولت مداخلهگر به یك دولت سیاستگذار و هدایتگر، گردش آزاد اطلاعات، امنیت اقتصادی و قضایی مناسب، اصلاح سیستم اداری و پایاندادن به فساد در سطوح مختلف، لازمه حركت به سمت صنعتی شدن است. و پیشنیاز چهارم، تعامل با اقتصاد جهانی و یافتن نقش مناسب و قابل قبول برای ایران در تقسیم كار جهانی است. امروز اقتصادهای موفق، اقتصادهایی هستند كه در تعامل با اقتصاد كشورهای پیشرفته و صنعتی عمل میكنند.
ما باید جایگاه، ماموریت و سهم خود از اقتصاد جهانی را بازتعریف كرده و برآن پافشاری كنیم. و نكته آخر استمرار سیاستهاست. پایداری و استمرار در سیاستها رمز موفقیت ما خواهد بود. بهیاد داشته باشیم كه چین قدرتمند امروز با سی سال ایستادگی بر سیاستهای جدید فاتح بازارهای دنیا شده است. چین امروز به مراتب بهتر از گذشته میتواند از فرهنگ و عزت خود دفاع كند. به امید آن روز كه ایران كشوری صنعتی، پیشرفته، با شكوه، با فرهنگ، عاری از فقر و تهیدستی، امن، آرام و با مردمانی با نشاط و مؤمن باشد. انشاءالله.
نو ز كجا میرسد، كهنه كجا میرود؟
ورنه «ورای نظر» عالم بیمنتهاست