|
عراق و منافع مشترك و متضاد ايران و آمريكا
ادامه بحران در عراق و کشتار و آوارگی مردم مسلمان عراق اعم از شیعه وسنی نگران کننده است . مردم مظلوم این کشور پس از آزاد شدن از قید و بند های حکومت استبدادی و خشن رژیم بعث و در شرایطی که تصور می شد ، با استقرار حکومت مردمی ، مسیر برای سازندگی و توسعه اقتصادی و افزایش رفاه عمومی هموار گردد در آتش ناامنی هایی که ناشی از ضعف برنامه اشغال گران این کشور است می سوزند. آمریکا به عنوان کشور اصلی اشغال کننده عراق و ایران به عنوان مهم ترین و موثرترین همسایه این کشور ، دو قدرتی هستند که بیشترین نقش برای بازگشت آرامش به این کشور را می توانند ایفا کنند مشروط بر آنکه بتوانند به خصو مت ها و کشمکش های پیچیده و عمیق سیاسی فی ما بین پایان دهند . آمریکا در عراق با پیچیدگی هایی مواجه است . بطوری که از یک طرف متحد و حامی دولت نوری مالکی به عنوان یک دولت شیعی است و از طرف دیگر تمام متحدان آمریکا در منطقه که حامی اقلیت سنی حتی نیروهای استشهادی هستند و در مقابل دولت عراق صف آرایی کرده اند و این در حالی است که تنها کشور مخالف آمریکا در منطقه که رقیب سیاسی ایا لات متحده در اکثر صحنه های بین المللی محسوب می شود یعنی ایران حامی دولت عراق است . ایران نیز بنوبه خود با منافع متضادی در عراق مواجه است ، اشغال عراق توسط آمریکا و نیرو های متحدش ، موجب حذف خشن ترین و بی رحم ترین دشمن ایران یعنی رژیم بعث و صدام و نیز روی کارآمدن متحدان تاریخی ایران یعنی اتحاد و ائتلاف کردها و شیعیان گردیده است ، در عین حال ایران با توجه به تهدیدهایی که از جانب آمریکا متوجه ایران است ، نمی تواند به خروج بدون هزینه آمریکا از عراق راضی باشد . موفقیت دولت نوری مالکی کاملا" با منافع ایران سازگار است ولی اگر قرار باشد این موفقیت همزاد موفقیت بوش و سران جنگ طلب آمریکا محسوب شود ، ایران نمی تواند با آن موافق باشد. برای ایران موفقیت دولت نوری مالکی و شکست امریکا مطلوب خواهد بود که معلوم نیست چنین امری در عالم واقع امکان پذیر باشد. برای فهم بهتر موضوع میتوان با یک فرض ، مسائل عراق را مورد تجزیه و تحلیل قرار داد . اگر فرض کنیم ایران و آمریکا دارای نه روابط چندان دوستانه بلکه روابطی معمولی بودند و نه آمریکا در موضع تهدید ایران بود ونه ایران آمریکا را شیطان بزرگ و ام الفساد قرن می دانست و بطور مثال روابط ایران و آمریکا مثل روابط ایران و عربستان بود . دو کشوری که دارای منافع مشترک و نیز متضادی هستند ولی می توانند با گفتگو و احترام متقابل مشکلات فی مابین را حل کنند . اگر چنین روابطی بین دو کشور برقرار بود ، مسائل ایران و عراق اینگونه می شد که ایران بجای انتقاد از اشغال عراق ، از اقداماتی که منجر به آزادی ملّت عراق از شرّ صدام گردید و مرزهای ایران و عراق را به مرزهای صلح تبدیل کرد رسما" اظهار رضایت می کرد و همکاری سه جانبه دولت های ایران و عراق و آمریکا آنچنان قدرتی ایجاد می کرد که هیچ فرد تروریست افراطی جرات پا گذاشتن به عراق را پیدا نمی کرد و اهل سنت عراق نیز مانند سایرگروه های قومی و مذهبی در تشکیل دولت مشارکت و به حقوق خود قانع می شدند . درمقابل ، این همکاری ها باعث می شد که دولت آمریکا به جای تهدید ایران به حقوق ایران احترام گذاشته و در صحنه های بین المللی اگر نه حافظ حقوق ایران ، لا اقل در مخالف با منافع ایران موضع گیری نکند . عقیده من بر این است که در صحنه عراق ایران و آمریکا دارای منافع مشترک روشن و مشخصی هستند . تقویت دولت عراق که نتیجه ائتلاف کرد ها و شیعیان متحدان تاریخی ایران است ، از یک طرف باعث استقرار امنیت در این کشور شده و تثبیت حاکمیت اکثریت شیعه گردیده و از طرف دیگر آمریکا را از منجلابی که در آن گرفتار شده است نجات خواهد داد . ایران باید به منافع دراز مدت خود در دوستی با دولت و مردم عراق بیندیشد و آمریکا نیز باید بداند تا زمانی که خروج بدون هزینه یا کم هزینه او از عراق زمینه ساز تهدیدی برای موجودیت جمهوری اسلامی ایران باشد ، نباید توقع همکاری از سوی ایران را داشته باشد . فرصت حاضر برای حل و فصل مسائل فی مابین ایران و آمریکا فرصت استثنائی و تاریخی است . باید از این فرصت بدون تکیه براحساسات استفاده کرد . واقع بینی در دو طرف شرط موفقیت است .
سه شنبه بیست وششم اردیبهشت ماه هشتاد و پنج
Date: 86/02/26
نظرات شما
|